الشيخ علي المشكيني

67

تفسير روان (فارسى)

لغت و اعراب : جزاؤه مَن وجد مبتدا و خبر است . فهو جزاؤه نيز مبتدا و خبر است و تأكيد جملهء قبل ، و ممكن است « جزاؤه » مبتدا باشد و مجموع جملهء شرطيه خبر آن . فهو جزاؤه ضمير هو راجع است به سارق ، و ضمير « جزاؤه » راجع است به « سَرَق » مصدر مفهوم از سارق . أوعية : جمع وعاء به كسر و ضم ، به معناى ظرف . كيد : حيله و فريب ، و در مطلق چاره‌انديشى استعمال مىشود . تفسير : قَالُوا فَمَا جَزَاؤُهُ إِن كُنتُم كَاذِبِينَ قَالُوا جَزَاؤُهُ مَن وُجِدَ فِى رَحْلِهِ فَهُوَ جَزَاؤُهُ كَذلِكَ نَجْزِى الظَّالِمِينَ يعنى : مأموران يوسف گفتند : پس كيفر آن سرقت چيست اگر شما دروغگو درآمديد و صواع ملك در نزد شما پيدا شد ؟ برادران يوسف گفتند : كيفر آن سرقت اين است كه هركس صواع ملك در ميان بار او پيدا شد ، او خود كيفر سرقت است . يعنى شخص او را تحويل صاحب مال مىدهند كه موقتاً بردهء او باشد . و ما ستمكاران به دزدى را اين گونه مجازات مىكنيم . يعنى در منطقهء ما كه تحت سيطرهء نبوت يعقوب و شريعت ابراهيم است كيفر دزد اين است . فَبَدَأَ بِأَوْعِيَتِهِمْ قَبْلَ وِعَاءِ أَخِيهِ ثُمَّ اسْتَخْرَجَهَا مِن وِعَاءِ أَخِيهِ يعنى : پس يوسف شروع كرد به كاوش و تفتيش بارهاى آنها پيش از تفحص از بار برادر خود . سپس صُواع ملِك را از ميان بار برادرش بيرون آورد . نوشته‌اند : چون نوبت تفتيش به او رسيد ، يوسف يا آن كس كه متصدى امر تفتيش بود خواست منصرف شود به بهانهء اين كه او ظاهرالصلاح ديده مىشود ؛ برادران اصرار كردند كه بار او نيز تفتيش شود . و چون مشغول بررسى شدند ، به ناگاه جام زرين از ميان بار او درآمد ! آن هنگام بود كه برادران ، سر از خجلت به زير انداختند و زبان‌ها از گفتار فروماند و عرق شرم بر پيشانى و چهره‌هاى همه